العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )
46
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )
است واهمه انسانى را كه پيوسته موضوع يعنى موصوف را بصفتى ديد آن را لازم شمرد و البته چيزى با اتصاف به اين صفت محال است بضد آن متصف باشد . اشياء را كه با صفت وجود ديدند در ذهن آنان من حيت لا يشعر ضرورت به شرط محمول تكون يافت . و الإمكان لازم و إلّا تجب الماهيّة أو تمتنع . صفت امكان از ممكنات جدا نميشود و هر ممكنى واجب است ممكن بماند چون اگر امكان از او سلب شود يا واجب خواهد شد يا ممتنع و هر دو محال است چنان كه گذشت . وجوب الفعليّات يقارنه جواز العدم و ليس بلازم . گفته شد كه هر ممكن موجود شود دو وجوب آن را احاطه كرده يكى از ناحيه علت و ديگرى به شرط محمول و اين دو وجوب هميشه لازم ممكنات نخواهد بود مثلا آسمان و زمين و ماه و ستاره و همه چيز ممكن است معدوم باشند با فرض آنكه علت آن موجود نباشد چون وجوب آن از ناحيه علت است كه اينها را موجود خواسته است . و نسبة الوجوب إلى الإمكان نسبة تمام إلى نقص . وجوب عبارت از قوت و استحكام وجود است و امكان ضعف آن و نسبت اين دو با هم مانند نسبت تام است بناقص . و الاستعداد قابل للشّدّة و الضعف و يعدم و يوجد للممكنات و هو غير الإمكان الذّاتي . مسأله سى و دوم - خداوند بحكمت بالغه و قدرت كاملهء خويش براى موجوداتى كه افراد بسيار از آنها بوجود مى آيد نظم و قاعدهء مقرر فرموده و اگر اين نظم و قاعده نبود امر اين جهان مشوش ميگشت و معيشت بنى نوع بشر مختل ميشد هر حيوان در هر